الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
439
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
بر رخسار زدند و بر مثل حسين سزاوار است لطمه بر روى زدن و گريبان دريدن . از دعائم الاسلام از جعفر بن محمد عليهما السّلام روايت است كه فرمود : يك سال بر حسين عليه السّلام نوحه كردند هر روز و هر شب و سه سال از آن روزى كه آن مصيبت بر آن حضرت رسيد . مترجم گويد : دعائم الاسلام تصنيف قاضى نعمان مصرى است كه شرح حال او در ذيل قصّهء شهادت زاهر مولى عمرو بن الحمق گذشت و عبارت منقول اندكى ابهام دارد . برقى روايت كرده است كه : چون حسين عليه السّلام شهيد شد زنان بنى هاشم پلاس سياه در بر كردند و از گرما و سرما رنجى نمىديدند و على بن الحسين عليهما السّلام براى آنها طعام ماتم مىساخت . ( 1 ) ثقة الاسلام كلينى - رحمه اللّه - از ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حسين عليه السّلام كشته شد زوجهء كلبيّهء او يعنى رباب ماتم گرفت بر او مىگريست و زنان و كنيزان با او مىگريستند تا ديگر اشك در چشم آنها نماند و در آن ميان ديدند كنيزكى اشكش روان است او را بخواند و با او گفت : چون است كه در ميان ما اشك تو تنها روان مانده است ؟ گفت : هرگاه كه مانده مىشوم شربتى سويق مىنوشم . آن زن بفرمود خوردنى ساختند و سويقها آماده كردند بخورد و بياشاميد و بخورانيد و بنوشانيد و گفت : مىخواهم بدين خوردن نيرو تازه كنيم بر گريستن بر حسين عليه السّلام . و هم فرمود كه : براى آن زوجهء كلبيّه چند مرغ اسفرود ( باغرىقره ) تحفه آوردند . زن گفت : اينها چيست ؟ گفتند : فلانى ارمغان فرستاده است تا در طعام ماتم حسين عليه السّلام به كار برى . گفت : ما عروسى نداريم تا مرغ بريان خوريم اينها به چه كار ما آيند . پس بفرمود از سراى براندندشان چون بيرون رفتند ديگر كسى آنها را نديد گويى ميان آسمان و زمين پرواز كردند اثرى از آنها مشاهد نشد . و از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه : هيچ زن هاشميه سرمه به چشم نكشيد و خضاب نكرد و از هيچ سراى هاشمى دود برنخاست تا پنج سال بگذشت و عبيد الله زياد - لعنه اللّه - كشته شد . ( 2 ) از تاريخ ذهبى نقل است كه : در سال 352 روز عاشورا معزّ الدوله اهل بغداد را ملزم كرد كه مجلس سوگوارى سازند و بر حسين عليه السّلام نوحه كنند و بفرمود بازارها را بستند و پلاسهاى سياه بياويختند و هيچ آشپز خوردنى نپخت و زنان شيعى رويهاى خود را سياه كرده بيرون آمدند لطمه بر روى زنان و نوحهخوانان و چند سال اين كار كرد . و از تاريخ ابن وردى است كه : در سال سيصد و پنجاه و دو معزّ الدوله بفرمود نوحه كنند